گنج

شمارهٔ ۱۷

وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)قافیه: اترا۱۱ بیت
برخیز ساقیا بده آب حیات راچون روح کن به معجزه احیا موات را
در حقّ من به ناحق اگر طعنه یی زنندمن نشنوم ز مدّعیان ترّهات را
کو روح معجزی که گر از من کند قبولدر وجه یک قنینه نهم کاینات را
یک ذره عشق بود که از ابتدای کَونبر من فرو گرفت چنین شش جهات را
می مایه حیات وجودست قصّه چیستبسط و فرح ازوست نفوس و ذوات را
بسیار در منافع او رنج برده ایمهم آزموده حل کند این مشکلات را
می نوش بر نبات لب چشمه خضرذوقی دگر بود لب چشمه نبات را
رهبان اگر به خواب بدیدی جمال دوستکی التفات کردی عزی ولات را
محمود تا جمال ایازش نمود رویبرهم شکست بت کده سومنات را
گر می کند نزاری بی چاره بی خودیسرمایه دگر بود اهل ثبات را
فرتوت عشق را به سر خود چه اختیارهرگز به خود سفینه سبب شد نجات را