گنج

شمارهٔ ۱۶۸

وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)قافیه: اناست۹ بیت
رمضان میرسد اینک دهم شعبان استمی بیارید و بنوشید که برغندان است
ور بمانیم به روزی که نشاید خوردنساقیا باده بگردان که فلک گردان است
آن گه از صحبت نا اهل توان رست که میآشکارا بخورندی که چه خوش دوران است
راستی مجلس با مشغله بی ترتیبگر بهشت است به نزدیک خرد زندان است
باده پنهان خور و از عربده جویان بگریزگوشه ای گیر که عیشی به فراغت آن است
گرت از رفتن و آوردن می باری هستسهل باشد که نه دردی است که بی درمان است
من به نوک مژه نقبی بزنم تا سر خمخم هم سایه که در زیر زمین پنهان است
من کی از ماه قدر دست بدارم یک ماهکه میان من و او صحبت جانا جان است
نکند توبه نزاری و اگر نیز کندشیشة توبه که بر سنگ زنند آسان است