گنج

شمارهٔ ۱۴۴

وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)قافیه: قاست۹ بیت
جز عشق پیشوا نکند هر که عاشق استزیرا که عاشقان همه را عشق سایق است
تسلیم راه عشق کند هر چه هست و نیستوین کار عاشقی است که در عشق صادق است
گر بر عدم نباشد عاشق پسند نیستآن گه که از وجود بپرداخت لایق است
ناممکن است عشق پرستی و عافیتکاندر طریق عشق پرستی عوایق است
خوش می‌رسد ز دوست به ما هرچه می رسددر عشق او جراحت و راحت موافق است
سهل است اگر در آتش هجران بسوختیمخشنود می رویم که امّید واثق است
دم درکشیده ایم و زبان درکشیده اندچون خالق آگه است چه باک از خلایق است
ما را بهانه نیست که اینجا نظرگهیستعذرا نشانه ی نظر عشق وامق است
زین هر فسرده یی که نداند که عشق چیستآوازه می کند که نزاری منافق است