گنج

شمارهٔ ۱۴۰۲

وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)قافیه: باخرکویی۶ بیت
بر سر راهِ توام روز و شب آخر کوییپیش تر زآن که رسد جان به لب آخر کویی
خود نگویی که مرا همْ‌نفسی بود برفتهم‌ْدمت را نفسی واطلب آخر کویی
دوستان را نپسندند به دشمن‌کامیخود ز من باز مکن بی سبب آخر کویی
چنگ برگیر و بیا کز اثر زاری منزهره در سوک نشست از طرب آخر کویی
ظن نبردم که شکیبت بود از من چندینهمه دم بوده ای ای بُل‌عجب آخر کویی
یا وفا یا ملکی پیشِ نزاری بفرستورنه برخیز و بیا بر عقب آخر کویی