گنج

شمارهٔ ۱۳۹۷

وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)قافیه: ایی۱۳ بیت
ز بی یاری و بی کاری و بی خوابی و تنهاییچو مجنونِ بنی عامر شدم یک باره سودایی
به هر َلیلی که بی لیلی به روز آورده ام صد رهبه گردِ حی به حی برگشته ام چون قیس شیدایی
تنی دارم گدازان همچو قلعی بر سر آتشدلی در سینه هم چون زیبق از بس ناشکیبایی
گروهی نیک خواهان بازدارندم ز فرتوتیگروهی بد سگالان عیب گویندم ز خودرایی
مرا یاری موافق بس دگر چیزی نمیخواهمندارم در پریشانی هوای خانه آرایی
من و کنجی و دم سازی هم آوازی و هم رازیشکستم عهد برنایی گرفتم ترک رعنایی
طمع ببریدم از یکران تبرّا کردم از میدانکنون معلولم از پیری و معزولم ز برنایی
تنم بگداخت هم چون شمع از طوفانِ بی خوابیدلم بگرفت هم چون سمع از نقصان بینایی
چو هر چیزی که دانستم فرامش کرد می بایدپشیمانم ز دانایی پشیمانم ز دانایی
به تنهایی از آن گشتم به کنجِ خویشتن قانعچو قیسم تا نباید شد کهستانی و صحرایی
ضرورت ناگزیرست از جمال جفت انسانیاگر چه بی کمالی نیست یک رویی و یک رایی
نزاری توانی شد درون حلقه مردانمگر وقتی که از بود و نبود خود برون آیی
کنون هنگام آن آمد که هم چون گل کنی پارهگریبان هوس ناکی زدست دامن آلایی