گنج

شمارهٔ ۱۳۴۰

وزن: مستفعلن مستفعلن مستفعلن مستفعلن (رجز مثمن سالم)قافیه: ارقاینی۵ بیت
ای گر درآید از درم سرمست یار قاینیبر جان نهم، بر دل نهم، دستِ نگار قاینی
مردم نمیگویم ز که مستم نمیگویم ز چهمشهور باشد در جهان چشم خمار قاینی
آرامِ جانی یافتم کز دل قرارم می برددل بردن و جان سوختن این است کارِ قاینی
نخّ و نسیج انداخته شمع از میان برداشتهیا رب توان خفتن چنین شب در کنارِ قاینی
زهره ندارم کاین سخن پیش کسی پیدا کنمآری چه غم چون می برم غم یادگارِ قاینی