گنج

شمارهٔ ۱۳۰۶

وزن: فعولن فعولن فعولن فعولن (متقارب مثمن سالم)قافیه: انی۱۳ بیت
مرا با تو ای یار سری‌ست جانینداند کسِ دیگر الا تو دانی
به بویِ توام زنده الحمداللههمین است سرمایه ی زندگانی
ز مبدایِ فطرت گرفته‌ست با توروانم چنین الفت جاودانی
عجب آن که نادیده‌ای هم چو دیدهعجب تر که دوری و پیوندِ جانی
یقینم که جایِ دگر دیده ام منبه هر جایِ دیگر که بینم همانی
به چشمی که صاحب نظر دیده باشدنگنجد زمانی نبیند مکانی
ز دستِ ملامت‌گرانِ منافقنظر با تو دارم ولیکن نهانی
نه از بیمِ جان می‌کنم این تقیهکه این جا نشانی‌ست در بی نشانی
به قصاب‌گاهِ قصاصِ محبتسر و تن متاعی بود رایگانی
ولیکن نخواهم که هر کس بداندکه دادی به من مکنتِ گنج بانی
به بحری درافکند ملاحِ عشقمکه در جنبِ آن هست اخضر چو خانی
نزاریِ زار آخر از قلزمِ عشقکجا بر سر آید بدین ناتوانی
به بازوی او نیست تسکینِ طوفانمگر زین محیطش به ساحل رسانی