گنج

شمارهٔ ۱۲۹۴

وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)قافیه: اممی۱۲ بیت
خوش نیست بر طلیعه ی انوارِ بام میهست الله الله هست بیار ای غلام می
پاکیزه جوهری که به اسما مرکّب استصهبا ، رحیق ، راح ، مفرّح ، مدام ، می
دفعِ همه غم است و دوایِ همه مرضمعجونِ زندگانی مطلق کدام می
بر مست اعتراضِ خردمند شرط نیستکز پیلِ کامگار کشد انتقام می
در خُم جَهَد فقیه که پرهیز می کندگر ذوقِ عیش یابد از یک دو جام می
نقصانِ زهد و آفتِ توبه ست و عقل رافارغ کند به یک نفس از ننگ و نام می
دانی چرا خواص به خلوت خورند از آنکحیفِ است و غبن و غصّه به دستِ عوام می
مردم که می خورند کس از خود نیازرندناکس خورد به عربده و ناتمام می
ز آنش محک نهند حکیمان که مست راآید پدید گوهرش از لعل فام می
می بر کریم نیست به فتوایِ من حراممطلق حلالِ محض بود بر کرام می
از می گریز نیست نزاری که روزگارخونت خورد اگر نخوری بر دوام می
می با حرام زاده مخور تا بود حلالخود بر حلال زاده نباشد حرام می