شمارهٔ ۱۱۹۰
مرا به چاشنیی جانبی مگر داریکه گوشه ی دهنی خوشتر از شکر داری
ز دلبران که به حسن و جمال مشهورندسر تو دارم و بس تا تو خود چه سر داری
اگر چه شهر پر از شاهدان چالاکاندتو خود به عشوهگری شیوه ی دگر داری
ملاحت است و حلاوت کمالِ خوبی و توز هر چه وصف توان کرد بیشتر داری
که را رسد که کند با تو در میان دستیمگر دوالِ کمر را اگر کمر داری
به گوشۀ تتقی کز جمال بنمایینقاب بازگشایی حجاب برداری
به لطف یک نظری کن زکات خوبی رابه سوی منتظرانی که بر گذر داری
مکن که روزِ مظالم بگیردت دامنکه دادخواه بسی ناله بر اثر داری
بیار دست و به عهدِ وفا به دستم دهسرِ نزاری شوریده سر اگر داری