گنج

شمارهٔ ۱۱۶۵

وزن: مفعول فاعلاتن مفعول فاعلاتن (مضارع مثمن اخرب)قافیه: ردی۷ بیت
ای نوبهارِ خوبی از چهره تو وَردیوی خلدِ جاودانی از کوچه تو گردی
عشقِ تو را نشایند اشتردلانِ نازکتسلیم را بباید مردی و شیر مردی
هر دل شکسته ای را در خاطر از تو شوریهر درد خواره ای را در سینه از تو دردی
انکار ما نکردی صاحب غرض به خیرهگر تا به روز یک شب با ما قدم سپردی
چندان سرشک رانم کز آبِ دیده رویمهم چون شفق بباشد هر آفتاب زردی
جان من ار نبودی بیمارِ چشمِ مستتچندین غذایِ تن را خونابِ دل نخوردی
زلفت مگر نزاری در خواب دید زیرازنجیر اگر ندیدی دیوانگی نکردی