گنج

شمارهٔ ۱۱۲۶

وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)قافیه: ردهای۹ بیت
مردمان گویند از می توبه تا کی کرده‌ایباز لعبت بازی دیگر برون آورده‌ای
با که بر هم بسته‌ای این نقش و این شَین از کجاستنذر تا کی کرده‌ای سوگند تا کی خورده‌ای
گه مقصّروار در بحث مراتب مانده‌ایگه علم چون غالیان بر بامِ عالم برده‌ای
گاه در دعوت سخن با آسمان پیوسته‌ایگاه در وحدت بساطِ لامکان گسترده‌ای
در تن‌آسانی دل و دست از دو عالم شسته‌ایدر مسلمانی خدا و خلق را آزرده‌ای
در فضولی هر چه تضییقی کنی دَه حرفتیدر دورویی هر چه تخفیفی کنی صد مرده‌ای
خشک و تر در خرمنِ لاغیر بر هم سوختیدر میان آتش کثرت هنوز افسرده‌ای
این همه هستم که می‌گویید و زین‌ها بیش‌ترچون کنم پروردگارا گرچنان پرورده‌ای
تا نزاری از کجا پیدا کند خطِ جوازگر ز لوح حرفتش حرفِ نعم بسترده‌ای