گنج

شمارهٔ ۱۰۸۳

وزن: مستفعلن مستفعلن مستفعلن مستفعلن (رجز مثمن سالم)قافیه: انامده۶ بیت
ماییم و جانی بر دهان از جور هجران آمدهنی سهو گفتم جان به لب بر بوی جانان آمده
در انتظار وصل شد ده روزه ایّامِ بقامقصود کی حاصل شود عمری به پایان آمده
طاقت ندارم بیش ازین درد فراق دوستانمِن بعد چون پنهان کنم دردی به درمان آمده
ای باد بگذر یک شبی بر روضهٔ جانان منتا بر زمین خلدی دگر بینی زرضوان آمده
در روضه ماهی حور وش کز عکسِ نورِ رویِ اوهر روز بر بام فلک خورشید تابان آمده
بی تو چنان زارم که گر بیند رقیبت بر درمگوید نزاری نیست این شخصیست بیجان آمده