گنج

شمارهٔ ۱۰۷۶

وزن: مفعول فاعلاتن مفعول فاعلاتن (مضارع مثمن اخرب)قافیه: ارباده۱۱ بیت
در ده علی الصباح به دفعِ خمار بادهجانم زتشنگی به لب آمد بیار باده
بر خیز و برکش از سرِ خم روزِ عید برقعآن بس که داد در رمضان انتظار باده
هر صبح دم ز برق اثیر قدح دمادمدر کوره ی وجودِ من افکن چو نار باده
گر برملا نمی خورمش عین مصلحت دانترسم که راز سینه کند آشکار باده
قلبِ تموز باده و هنگام تیر بادهوقتِ خریف باده و فصل بهار باده
خوش وقت عارفان که علی رغمِ پارسایانبر ملکِ کاینات کنند اختیار باده
دارد به مذهبِ حکمایِ بلند همّتبرجوهر نفیس وجود افتخار باده
با دست عمرباد که بی باده بگذرانیبر باد صبح خوش بود ازدست یار باده
با روزگار در غم و شادی موافقت کناز کف به هیچ حال تو خالی مدار باده
خواهی نزاریا که بر از عمر خورده باشیجز با حریف اهل مخور زینهار باده
بی همدمی بسر نشود عمر اهل دل رابا ناخوشان محال بود خوش گوار باده