شمارهٔ ۱۰۲۰
هر لحظه هدهدی ز سبا میرسد به منبوی خوش از نسیم صبا می رسد به من
یعنی که از زبان صبا از بنفشه زارپیغام سرو بسته قبا می رسد به من
این باد روح بخش که جان تازه می کنداز رایحات نشو و نما می رسد به من
روحی ست معنوی که به تایید کردگاراز عالم قبول دعا می رسد به من
گه گه به من رسد اثری از جمال غیبتا من بگویمت که چرا می رسد به من
خود از میان برون شده باشم در آن زماناز نور غیب کشف غطا می رسد به من
پیداست حد مکتسب من که تا کجاستاین منزلت به وجه عطا می رسد به من
کی بشنود سیاه دل این سر سر به مهرکآب خضر ز عین بقا می رسد به من
دارم هوای سدره نشینان کزان هواهر صبح دم هزار صفا می رسد به من
از اختران چرخ به من میرسد ندابنگر که آن ندا ز کجا می رسد به من
حاشا مکن نزاری و با مدعی بگوکز ساکنان سدره ندا می رسد به من
آری قبول دارم و تسلیم کرده امهر چند کآن به حکم قضا میرسد به من