گنج

شمارهٔ ۱۰۱۷

وزن: فعولن فعولن فعولن فعل (متقارب مثمن محذوف یا وزن شاهنامه)قافیه: انمن۹ بیت
گواه است بر درد پنهان مندل و چشم بریان و گریان من
کنارم غدیری شود هر صباحز چشمان سیلاب باران من
به جانت که مردم ز هجران توچه گویم دگر آخر ای جان من
به بوی تو زنده ست مسکین تونسیمی فرست ای گلستان من
اگر بی خودی می کنم عفو کنکه دل نیست در تحت فرمان من
دلم بی پریشانیت جمع نیستخوشا روزگار پریشان من
تو دانی که ایمان من کفر تستنداند کسی رمز پنهان من
اگر کفر ظلمت بود پس چراستمقامات زلف تو ایمان من
نشاید نزاری چنین مبتلابه دود و تو فارغ ز درمان من