گنج

شمارهٔ ۹۰

وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)قافیه: رگشت۱۲ بیت
معشوقه من قبله نما قبله نظر گشتتا گشت نظر با رخ چون آینه برگشت
غرق کرم حیله گرانم که در آن کویسفتم شبه دیده و هم سلک گهر گشت
زد خنده شیرین نمکی بر دل ریشماشکم به حلاوت شد و آهم به اثر گشت
اوراق گل اندر بغل غنچه نگنجیدتا عطر دمم هم نفس باد سحر گشت
پیداست دل آمیزیم از گونه گفتارچون رنگ ثمر گشت بلی طعم ثمر گشت
شاید شوم انگشت نما همچو مه نونعلم که در آتش ز رخش بود قمر گشت
زان کلکم ازو عطر فشانست که دستمبا سنبل خوشبوش بر آن طرف کمر گشت
تا بوسه گه خیره مذاقان نکند دستدندان زدم آن ساعد چون شاخ شکر گشت
در هر خم آن زلف کمینگاه بلایی استبا این همه زان روی نخواهم به خطر گشت
عقلی که کلید در گنجینه ام او بودتا عشق درآمد به میان حلقه در گشت
با این دل پر عربده شرمنده عشقمهر جا که غمی تیغ برآورد سپر گشت
هر نسخه شعری که برآورد «نظیری »از غیرت آن نافه چین خون جگر گشت