گنج

شمارهٔ ۸۴

وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)قافیه: نداوست۱۲ بیت
فخر والانسبتان از بند اوستآنچه هرگز نگسلد پیوند اوست
گردن شمشاد را زلفش بخستسرو از آزادگان بند اوست
گرچه شکل نیستی دارد دهانشهستی جان ها ز شکرخند اوست
نقض زلفش دایه بر عهدش شکستگر شکستی هست در سوگند اوست
طره اش را هست پیوندی به صلحچین ابرو گرچه خویشاوند اوست
هر شبم بی خواست می آید به خواببسترم مشگ و عبیرآگند اوست
مشربش صفرای بیماران شکستبوسه می خوش از ترنج و قند اوست
زود آمیزش به مردم می کندمشک را بو اندکی مانند اوست
حسن گل بر باد حرمان زود رفتهر که تمکینی ندارد بند اوست
کینه کش از دوستان مهرجویطبع مغرور ز خود خرسند اوست
بار تکلیفش ز دوش انداختمگو بکش هرکس که حاجتمند اوست
ظلم اخوان بر «نظیری » می کنندمعنی او بهتر از فرزند اوست