گنج

شمارهٔ ۷۰

قافیه: اراگرمساخت۱۲ بیت
ناله ما نغمه اهل نوا را گرم ساختشوق ما هنگامه این ماجرا را گرم ساخت
زآتش وادی بیفکندیم نعلین از قدمموسی ما گرم رو گردید و ما را گرم ساخت
در گرفت از بهر خاطر گرمی پروانه مومشمع مجلس شد که در کاشانه جا را گرم ساخت
گرمی هنگامه گلشن پی آشوب ماستگل شکفت از ناله بلبل که ما را گرم ساخت
مایه مهر و محبت از رواج افتاده استصحبت ما، روز بازار وفا را گرم ساخت
کین خسرو گر نبودی ساختی فرهاد کارطعنه ناموس خوی پادشا را گرم ساخت
هر بن مژگان به چشم خلق قربان کرده استگریه ما داستان کربلا را گرم ساخت
اعتمادی بر شمیم حله یوسف نداشتسرمه خاکسترم باد صبا را گرم ساخت
شد به غربت قدر من معلوم بر اهل وطنگرمی هنگامه مهر آشنا را گرم ساخت
دیدم اشفاق رخت محروم گشتم از لبتوسعت احسان در استغنا گدا را گرم ساخت
از علو رفعتم معلوم شد حسن قبولچون مراد دل اجابت شد دعا را گرم ساخت
رشح ابرست این «نظیری » یا صبا یا عطر گلبلبل از شعر ترت صوت و نوا را گرم ساخت