شمارهٔ ۷
ای کرده خراب خانهها رابر هم زده آشیانهها را
صیادوَشان به دام زلفتدرباخته صید خانهها را
کرده به بتان دلربا شرطبرده به گرو نشانهها را
وز بهر تو صد هزار صیادآراسته دام و دانهها را
شاهان به فصاحت تو دادهمفتاح درِ خزانهها را
در عقده جعد نیم تابتمشاطه شکسته شانهها را
تا کشته غمزه تو گردمبرساختهام بهانهها را
ز آمد شد هر مزار و معبدفرسودهام آستانهها را
شیرازه نظم خویش بندممنسوخ کنم فسانهها را
صوتی به نوای تو برآرمبر باد دهم ترانهها را
گردید ندیم غم «نظیری»خواری نرسد یگانهها را