گنج

شمارهٔ ۶۰

وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)قافیه: اب۱۰ بیت
خانه در کوی مغان کردم خرابعاقبت هم طبع گشتم با شراب
دهر پیرم کرده اما ذوق عشقگرم تر دارد مزاجم از شباب
از جوانی هست ذوقی در سرماز نمک ماندست شوری در کباب
هرچه خوانم از ورق شویم به اشکعشقم افتادست بر درس و کتاب
زنده دارد مرد را آثار مردنام گل باقی است چون گردد گلاب
گوش بر تشریف فرمانم که هستجان مشتاقم سئوالش را جواب
بر امید او به معجز بسته امباد را بر خاک و آتش را بر آب
چاره ناسور تسلیم است و بسخلق مرهم می نهند از اضطراب
به که پوشم چشم ازین دل خفتگانروی بیداران مگر بینم به خواب
چشمه حیوان «نظیری » هیچ نیستعالمی تاریک و قحط آفتاب