گنج

شمارهٔ ۵۱۹

قافیه: اداری۷ بیت
دگر خدا بود ای دل سر کجا داریکه یک دو روز شد آتش به زیر پا داری
درین دیار به چشمم غریب می آیینه آن دلی تو دلا رنگ آشنا داری
چه غم که در طلبت دیده ام غبار گرفتاگر تو از پی این دیده توتیا داری
چو مس در آتش صد امتحان گداخته امبه جستن تو که حسنی چو کیمیا داری
نشاط هر گذر و خوش دلی هر کوییبرای یک نظرم دربه در چرا داری
صفیر ناله جانسوز آشیان من استتو شاخ گل همه مرغان خوش نوا داری
به صد نیاز «نظیری » کمین فرصت مکنکه دام در گذر خانه هما داری