شمارهٔ ۵۱۴
آب رز در خم آتشین نشدهسیر ازو خاک جرعه چین نشده
ته این لعل دردآمیزستدر نگین خانه خوش نشین نشده
مزه نگرفته ای ز میکده ایکز لبت باده انگبین نشده
بر چنان لب عجب که تا امروزلعن ابلیس آفرین نشده
هر که یک بار دیده روی تو رااز غمی در جهان غمین نشده
چه شوی پایمال گل چینانسنبلت فرش یاسمین نشده
سیب سیمین هنوز در دیدهقابل جیب و آستین نشده
کیست کز سلسبیل رخسارتخاطرش جنت برین نشده
از مژه دیده ارغوان زارستدر این باغ خارچین نشده
بی قبول نظر «نظیری » رارقم سجده بر جبین نشده