شمارهٔ ۵۱
وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)قافیه: فتهرا۷ بیت
هر روز جویم آب رخ روز رفته راگویم به فخر ننگ ز مردم نهفته را
لب بستم از سخن که درین مجمع نفاقبه یافتم ز گفته حدیث نگفته را
هرگز شب امید به دوران من ندیدجام می دوساله و ماه دو هفته را
خفاش بخت من چو نبیند چه فایدهگر سرمه زآفتاب کشد چشم خفته را
در خون همیشه نشتر مژگان شکسته امناسفته کرده ام همه درهای سفته را
فراش کوی دوست شو ای ناله یک سحردر چشم بخت کن خس و خاشاک رفته را
زهرست آب دیده «نظیری » نه اشک تلخدر دیده آب می کنم الماس تفته را