شمارهٔ ۴۹
نیست زین مزرع آب و دانه ماملکوتست آشیانه ما
کبک کهسار و بلبل گلزارگوش دارند بر ترانه ما
هر طرف صورت تازه ای بندنداز غزل های عاشقانه ما
حرف شیرین شود فراموششخسرو ار بشنود فسانه ما
دین فروشان خانه بر دوشیمدلق و دستار ماست خانه ما
به سلم ملک و مال می بازیمدل خرسند بس خزانه ما
لمن الملک می زنیم امروزغیر ما کیست در زمانه ما
خور پس از استوا سجود کندبس بلند است آستانه ما
حذر از ما که برق در ابریمرعد می نالد از زبانه ما
زخم قوس قضا به ما نرسدهست تیر قدر نشانه ما
خرج یک روزه «نظیری » نیستحاصل عمر جاودانه ما