گنج

شمارهٔ ۴۷۰

وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)قافیه: ارانبین۹ بیت
منه به رنگ جهان دل، دی و بهاران بینوداع حسن گل و ناله هزاران بین
بنفشه خسته و نرگس به خواب و گل در کوچوفای همسفران اتفاق یاران بین
ز پاره جگر خلق خاک آکنده ستز چاک سینه گل داغ گل عذاران بین
بجورخانه دل ها خراب ساخته اندنظر به ملک ندارند شهریاران بین
رسیده اند ز اوج سپهر بر لب بامچو ماه کاسته حسن کلاه داران بین
جوان و پیر به میدان دو اسبه تاخته اندنبرده گوی سعادت کسی، سواران بین
زمین مجوی ز بهر سکون که مردارستنشسته بر سر هر کوی جیفه خواران بین
درین مسافرت آزاده ای نخواهی دیدطریق اهل فنا گیر و رستگاران بین
ز آب دیده «نظیری » گل وفا رویددر آن چمن که منم فیض ابر و باران بین