گنج

شمارهٔ ۴۱۱

وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)قافیه: اافتم۷ بیت
گهی بر فرش سنبل، گاه بر روی گیا افتمنسیم ناتوانم تا کجا خیزم کجا افتم
نی کلکم ز حسن روی گل، منقار بلبل شدمباد از طرف گلشن دور افتم کز نوا افتم
به هر بانگ سرودی خاطرم آشفته می گرددگلم گویی، که از آمد شد باد صبا افتم
حدیث دام زلفی می کنم، دزدیده دزدیدهدلم را خار خاری هست ترسم در بلا افتم
گرم صد بار سوزی، باز بر گرد سرت گردمنیم پروانه، کز یک سوختن از دست و پا افتم
به محرومی و بی قدری خضرم گریه می آیدچو در فکر شهیدان تو در روز جزا افتم
«نظیری » بی خود از بزم وصال یار می آیمعجب کیفیتی دارم، ندانم تا کجا افتم