شمارهٔ ۳۶
ز حرمانم غمی در خاطر یاران شود پیداچو بیماری که مرگش بر پرستاران شود پیدا
چو پیدا گردم از راهی، چنان یاران رمند از منکه بدمستی میان جمع هشیاران شود پیدا
کسی نگریزد از ما، گر ازین تقوی برون آییمطرب کز ما رمد در کوی میْخواران شود پیدا
بتی از حلقه پرهیزگاران برنمیخیزدکه بر مردم مسلمانی دینداران شود پیدا
پشیمانی مکش از بیع من کاین سهل قیمت راتو چون صاحب شوی ذوق خریداران شود پیدا
زلیخا گو میارا بزم و فرش دلبری مفکنکه آن یوسف به زندان گرفتاران شود پیدا
«نظیری» کاش بنمایی که در ساغر چه میداریکه پیش زاهدان قدر گنهکاران شود پیدا