گنج

شمارهٔ ۳۲۱

قافیه: اریپرس۹ بیت
تو عیش و ناز مرا از امیدواری پرسذلیل دوست شو و قدر من ز خواری پرس
به ذوق من نرسی زین جراحتی که تو راستنشان لذتم از زخم های کاری پرس
ز فکر دوست سر پر غرور را چه خبرز رند بی سر و پا ذوق دوستداری پرس
نگاهداری خود شرط هوشمندان استبیا به زمره مستان و رسم یاری پرس
امیدوار عطا در بهشت مغفرتستز لاابالی اجر گناه کاری پرس
چو مه به نیستی از دوست هست می گردمز من سعادت بیماری و نزاری پرس
سراغ راه ضعیفان درست تر گویندز دف مپرس به سیلی، ز نی به زاری پرس
به کام من نرسد چاشنی عزت اوز من عیار فقیری و خاکساری پرس
رموز مل ز «نظیری » شنو که مست شدهکرشمه‌های گل از بلبل بهاری پرس