شمارهٔ ۳۱۷
ای که نامه مینویسی سوی من فرمان نویسخدمتی کز دست میآید مرا بر جان نویس
دوستان تا نامه واکردن پریشان میشوندلطف فرما هرکسی را نام بر عنوان نویس
چند عرض آبرومندی به نام کشوریدر سر نامه نمی گنجیم بر پایان نویس
گرد جور خویش و پیمان درست ما بگردهرکجا در جور نقصی هست بر پیمان نویس
گر در آیینه نمی خواهی که بینی مثل خویشآیتی از رشک و عنبر بر مه تابان نویس
گرمی سودای ما تا هست این بازار هستچشم من افشانگرست و روی تو ریحان نویس
کلک روح افزای را در پرسش در رنجه سازیعنی از بهر «نظیری» نسخه درمان نویس