گنج

شمارهٔ ۳۱۵

وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)قافیه: امومترس۱۲ بیت
بگو به دیر خرابات السلام و مترسبه جام و مغبچه در باز ننگ و نام و مترس
حضور وقت در آمیزش محبانستکمرگشای و لبالب بنوش جام و مترس
رمیدگی حریف از حجاب هشیاریستبه مستی افت و درانداز حرف کام و مترس
به دست دامن توفیق دیر می آیدگهی که دست دهد کار کن تمام و مترس
طرب چو رو به کس آورد برنمی گرددنقاب زهره بکش از فراز بام و مترس
گرت هواست که با ننگ و نام عیش کنیبه جوع و صمت ریایی نما قیام و مترس
به یک دو چله که تسخیر ابلهان کردیدگر ز گوشه خلوت برون خرام و مترس
به هر مقام که خواهند خامشت یابندهوای اوج دگر کن از آن مقام و مترس
همین که خرقه تزویر و شید پوشیدیجوال شعبده پر ساز از عوام و مترس
شود که دامن حالیت هم به دست افتدبه زلف چنگ بزن چنگ اعتصام و مترس
ببین به شست که دولت نگین جم انداختبگستران به امیدی همای دام و مترس
سروش عیش «نظیری » ز راه عشاق استرو از پیمبر نی گوش کن پیام و مترس