گنج

شمارهٔ ۲۸۷

قافیه: اهرگز۷ بیت
تو درنیافته‌ای لذت وفا هرگزدلت به مهر نگردیده آشنا هرگز
همه فرایض جور و جفا به جای آرینمی شود ز تو بدعهدی قضا هرگز
به هر بلا که کنی مبتلا ملاطفتستکه چاشنی ندهد عشق بی بلا هرگز
خلل پذیر نگردد به هیچ عصیان عشقکه این چراغ نمی میرد از هوا هرگز
به بی نیازی همت چنان غنی شده امکه التفات ندارم به کیمیا هرگز
گران فروخته ما جان و دل به جلوه توتو چون کریم نگردیده بر قفا هرگز
«نظیری » از پی حرص مراد کمتر رونمی‌رسد غم عالم به انتها هرگز