گنج

شمارهٔ ۲۲۶

وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)قافیه: انگمشد۹ بیت
ز بیداد تو حرف مهر را نام و نشان گم شدکتاب حسن را جزو محبت از میان گم شد
ز جوش بوالهوس گرد دلت عاشق نمی گرددطفیلی جمع شد چندان که جای میهمان گم شد
سحر بیتی مغنی می سرود از تو به یاد آمدچنان شوری برآوردم که وقت دوستان گم شد
به نالش خواستم جا در دلت، افتادم از چشمتگدا آمد که صدر قرب یابد، آستان گم شد
پس از عمری شدم عرضی کنم، چندان به پیش آمدکه مضمون سخن صدبار از دل تا زبان گم شد
متاعی دیر اگر داریم بر ما رد مکن زاهدبه عزم کعبه می رفتیم راه کاروان گم شد
هوش تا تافت رو از من مزاج کارها برگشتطرب تابست در بر من کلید آسمان گم شد
هوس را در فراق مرحمت خواب گران بگرفتطرب را در سراغ عافیت نام و نشان گم شد
اگر پرسد کسی حال «نظیری » را بگوییدشکه در دامست آن مرغی که شب از آشیان گم شد