گنج

شمارهٔ ۱۸۸

وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)قافیه: رنشد۹ بیت
ذوقی ز می نزاد که صد شور و شر نشدبی باکی از مذاق خم می بدر نشد
این رسم های تازه ز حرمان عهد ماستعنقا به روزگار کسی نامه بر نشد
باز این چه آفتست درخت امید راامسال هم شکوفه فشاند و ثمر نشد
بیهوده بر گذرگه آفت نشسته امشد کاروان و مرد رهی جلوه گر نشد
رسوا منم و گرنه تو صد بار در دلمرفتی و آمدی که کسی را خبر نشد
دستار مار گنج گره در گلو شودخم را که خشت میکده یی تاج سر نشد
شب زنده دار باش که تا پیر بت تراشبیدار بود، بتکده زیر و زبر نشد
در صدر چون حضور نبود آستان گزیدهرگز گدای کوی مغان معتبر نشد
بس نغمه ها به گوش «نظیری » هوس کشیددر از درون ببست و به بیرون در نشد