گنج

شمارهٔ ۱۷۸

وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)قافیه: رپیچد۱۲ بیت
وقت شد سبزه فرش در پیچدابر خرگه به یکدگر پیچد
آفتاب از کمین برآرد سرپنجه ابر باد برپیچد
مسند سبزه نخل بگذاردز افسر غنچه شاخ سر پیچد
همه ذرات خاک بت گر راتار زنار بر کمر پیچد
حسن و رنگی جهان نموده به وهمسیمیا را بساط درپیچد
زاغ گرنه به حد کند پروازبهمش چرخ بال و پر پیچد
اصل بهتر که ترک فرع کندپای در دامن اثر پیچد
دیده سیل بهار شد که جهانبه هم اوراق خشک و تر پیچد
تر و خشکی که کوه و صحرا راستخرده لاله در شرر پیچد
زحمت خار و رنج خارا رالاله در پاره جگر پیچد
ارغوان را که خون کند سیلانساعد از نوک نیشتر پیچد
بس فریب چمن «نظیری » دیداز بهشتش عنان نظر پیچد