شمارهٔ ۱۴۸
چگونه نام تو آریم بر زبان گستاخکه یاد تو نتوان کرد در نهان گستاخ
اگر به گلبن تو بلبلی پناه آوردکسی نمی زندش گل بر آشیان گستاخ
هر ارجمند که در راه تو شهید شودهما نمی کندش قصد استخوان گستاخ
اگر سؤالی از آب لب کنیم خیره ببخشبه میزبان کریم است، میهمان گستاخ
به کعبه سجده عارف نمی کنند قبولاگر به دیر نهد پا بر آستان گستاخ
محرمات حرمگاه های معبودندبه مقتضای طبیعت مده عنان گستاخ
عجب که جان به سلامت برند مغرورانستارگان قدرانداز و آسمان گستاخ
چگونه حرمت درویش پارسا ماندسؤال زشت و، غنی سخت دل، زبان گستاخ
مباد صاعقه بی نیازیی بجهدچنین مجوی «نظیری » ازو نشان گستاخ