شمارهٔ ۱۳۸
غیر من در پس این پرده سخن سازی هستراز در دل نتوان داشت که غمازی هست
زخم کاریست صراحی و قدم برچینیدنیم بسمل شده ای را سر پروازی هست
بلبلان! گل ز گلستان به شبستان آریدکه درین کنج قفس زمزمه پردازی هست
گو که این صف شکنان قصد ضعیفان نکنندکه درین قافله گاهی قدراندازی هست
تو مپندار که این قصه به خود می گویمگوش نزدیک لبم آر که آوازی هست
عشق بازیم به معشوق مجازی انداختکز نیازیم که با اوست به خود نازی هست
دی «نظیری » نرسیدست که امروز رودصحبتی را بود انجام که آغازی هست