گنج

شمارهٔ ۱۰۷-در نعت پیغمبر صلوات الله علیه

قافیه: الت۱۱ بیت
زهی نسخهٔ آفرینش جمالتنکت‌یاب مجموعهٔ گل خیالت
به فطرت فزونی نخواهد زبولتز ظلمت برونی نباشد زوالت
همیشه حق از قول و رای تو روشننپوشیده موج حوادث زلالت
به حد خرد هست پرواز هر تنتو روحی خرد پرّد از پر و بالت
همه وجدها صوفیان را ز قولتهمه حال ها قدسیان را ز حالت
به اعجاز قولت که ایمان نیاردحلالت بود خون منکر، حلالت
به باطن تو را دید آدم مقدمز صدر جنان شد به صف نعالت
به پیرامنت سایه ظاهر نگرددکه خور گشته طالع فراز نهالت
به حسن تو نقاش نقشی نیاردکه صنعتگری ختم شد بر کمالت
توان گفت «لَیسَ کمِثلهُ» به شأنتکه در غیب نبْوَد مثال مثالت
«نظیری» چنان ساز صافی سخن راکه روح نبی خوش شود از مقالت