گنج

شمارهٔ ۹۸

دل من کنعان است و چاه سینهٔ زندانشجهان مصر بلاخیز و خرد یعقوب نالانش
عروس چرخ مینایی به صد کید زلیخاییکشد هر دم ز رعنایی به سویی طرف دامانش
الا ای باد روحانی ببر زین ماه زندانیبه نزد پیر کنعانی خبر از کید اخوانش