گنج

شمارهٔ ۹

وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)قافیه: ادانجا۷ بیت
کس نزد پای بگویت که نه سر داد آنجاروید از خاک مگر خنجر بیداد آنجا
زلفت ار گرد برانگیخت زشهری چه عجبخاک یکسلسله دل آمده بر باد آنجا
بهوای گل رویت چمنی باز نماندکه نیامد دل شوریده بفریاد آنجا
چه فتاده است در آنکوی که نگذشت بر اوباری از قافله دل که نیفتاد آنجا
خوشمقامیست فرح بخش خرابات مغانبود از مغبچه کان تا ابدآباد آنجا
گر بصحرای جنون بگذری ای باد صبامی بیار از دل زنجیری ما باد آنجا
نیرا بادیه عشق عجب دامگهی استکه رود سر زده صید از پی صیاد آنجا