گنج

شمارهٔ ۸۵

وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)قافیه: ربشکند۶ بیت
یارب آنخال که ما را شد از او روز سیاهببلای خم زلف تو گرفتار آید
دم جان بخش مسیحاست سحرخیزانراشعلۀ آه که از سینۀ افکار آید
زلفت ار برد بیغما دل شهری چه عجبهر چه گویند از آنرهزن طرّار آید
ایدل غمزده خوابی که شب از نیمه گذشتوقت آنست که همسایه زنهار آید
واعظانرا رسد از زمزمۀ عشق بگوشسیحه درهم گسلد مست ببازار آید
اینکه بیمار غمت کرد ز دوری نیرّدل قوی دار که خود نیز پرستار آید