شمارهٔ ۸۱
وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)قافیه: اکند۶ بیت
عمری که بیتو ای مه نوشاد میرودسر داده خرمنی است که بر باد میرود
دور از کنار یار ز دریای چشم منرودیست دجلهٔ که به بغداد میرود
شیرین به کامجویی و پرویز در نشاطغافل ز خون که از دل فرهاد میرود
جز من بهر که مینگری در حضور توافسردهخاطر آمد و دلشاد میرود
مستانه میخرامد و دل از پیش دوانآهو نگر که از پی صیاد میرود
خلقی به دام بسته و خود همچو سرونازبنگر چگونه سر خوش و آزاد میرود