گنج

شمارهٔ ۷

وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)قافیه: انیرا۸ بیت
در کمالت چه دهم داد سخندانی راحد گذشته است از آنصورت انسانی را
جرم دل نیست که چشم از تو بگرداند بازاختیاری نبود کشتی طوفانی را
پرده بردار که از لطف نیارد دیدنچشم کوته نظران صورت روحانی را
با تو همچشمی آهوی ختن عین خطاستسحر پهلو نزند آیت یزدانی را
تا شنیدم که بویرانه بود جای پریدوست دارم بتمنای تو ویرانی را
حسن از آن پایه گذشته است که عاشق نشوندپرده پوشی نتوان یوسف کنعانی را
تا صبا چنبر گیسوی تو در دست گرفتبیخت بر فرق من اسباب پریشانی را
نیر از آه نهان پر شده دل میترسمدود بالا رود این آتش پنهانی را