گنج

شمارهٔ ۶۴

وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)قافیه: ازاید۸ بیت
گر چونتو در آفاق جفار کار نباشدانصاف ز شوخی چو تو بسیار نباشد
نزدیک من از لذت عشقش خبری نیستآن دلشه کش یار دل آزار نباشد
ایکاش بخوابیت کشد تنک در آغوشبخت من سرگشته چو بیدار نباشد
خواهم شب وصل تو کشم شمع بغیرتتا سایۀ تو همکش دیوار نباشد
زان ناله کشم بر سر ایندام که ترسممن میرم و صیاد خبردار نباشد
نی زنده هله نی بکشد نی کند آزادکافر بکمند تو گرفتار نباشد
گویمکه چو بر من گذری پویمت از پیبینم چو ترا طاقت رفتار نباشد
تا بوسه بجانست بده گرم که آیدروزی که فروشی و خریدار نباشد