گنج

شمارهٔ ۳۶

کدام آیت رحمت که در جبین تو نیستکدام لطف و ملاحت که در عجین تو نیست
از این درخت رطب در به روی خلق مبندکه کس به شهر نبینم که خوشه چین تو نیست
نه من به شهد لبت چون مگس حریصم و بسکه را که پای تعلق در انگبین تو نیست
تو به که در همه عالم قرین کس نشویکه در جهان نکوئی کسی قرین تو نیست
نسب به یوسف مصری بری مگر به نژادکه دل نمانده در این شهر کاو رهین تو نیست
شکست عهد تو و من خوشم بحمد اللهکه روسیاهیم از زلف عنبرین تو نیست