شمارهٔ ۲۶
چند برد زاهد انتظار قیامتگو ز قیامت گذشت جلوه قامت
دل زقیامت براستی نتوان کندگو بسر ما رود هزار قیامت
بست نگاه تو چشم عارف و عامیسحر بتابید بر فنون کرامت
دل چه سلامت بدور چشم تو بیندایخم ابرو سر تو باد سلامت
خون بود آیت ز زخم ماهی دریاسرخی چشمت بخون ماست علامت
آهوی وحشی است دل ز دیده میفکنصید چو رفت از نظر چه سود ندامت
سرو قدی راست کرد تا بخرامدپیش تو در گل فکند رحل اقامت
تیر نگاهی اگر ز چشم تو گم شدخون نشد ایشوخ جان ببر بغرامت
عشق و ملامت کشی دو یار قدیمندلطف مبر از من ایخدنگ ملامت
پای نگارین مکش ز دیده نیرکز همه بیمهریست و از تو کرامت