گنج

شمارهٔ ۱۳۴

وزن: مفعول مفاعیلن مفعول مفاعیلن (هزج مثمن اخرب)قافیه: رداری۱۱ بیت
ای صورت زیبای تو مرآت معانیسرگشته چو پرگار به تصویر تو مانی
در جنس ملک گر بشری هست تو اوییدر نوع بشر گر ملکی هست تو آنی
جسمی اگر ای مایهٔ جان جسم بهشتیجانی اگر ای قوّت تن جان جهانی
سهو است به جد تنگ کشیدن به کنارتزین سان که تو نازک‌تن و باریک‌میانی
آرش نه ای ترک توزۀ سست کن از تبربر ساعد سیمین نسزد سخت کمانی
نامی ز دهان تو شنیدیم در افواهجستیم و ندیدیم از آن نام نشانی
گر وصل دهانت طلبد دل مکنش منعنبود عجب از پیر تمنای جوانی
گویم که شب از نالۀ دل سخت تو شد نرمچون روز شود باز ببینم که همانی
گفتند به دور زنخش آب حیات استخود را به چه انداختم از راه ندانی
جرم از دل ما نیست که امکان سلامتاز تیر نظر نیست که تیری‌ست نهانی
ای جان به ترازیّ بهای تو سبک‌سنگدرّی چو تو کس یاد ندارد به گرانی