گنج

شمارهٔ ۵۹

وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)قافیه: اگرفتوگذاشت۹ بیت
خلاف خوی رضا، یار ما گرفت و گذاشتنقیض و عکس وفا و جفا گرفت و گذاشت
ز مهر و کین چو به نقصان نمی رسید کمالطریق بغض و محبت رها گرفت و گذاشت
ز فرقت رخ و زلفش دل چو آینه امغبار ظلمت و فیض ضیا گرفت و گذاشت
ز روی ناز و تکبر نگار دلبندمرسوم عشوه و ناز و وفا گرفت و گذاشت
هوای مهر رخش تا به سوی مه ره یافتمزاج آتش و طبع هوا گرفت و گذاشت
دل شکسته ز دست تطاول زلفتهزار بار عنان صبا گرفت و گذاشت
دوای درد محبت ز یار چون درد استدلم وظیفه درد و دوا گرفت و گذاشت
دلی که زهد رها کرد و بوی عشق خریدنسیم صدق و شمیم ریا گرفت و گذاشت
ز خانه گرچه نسیمی مقیم میکده شدره صواب و طریق خطا گرفت و گذاشت