شمارهٔ ۴۲
تعالی الله از این صورت که عین ذات پرمعنی استدل محروم از این صورت دو چشم جان پرتابی ست
بخوان لا تسجدوا للشمس و امر ذات حق دریابکه فرمود اسجدوا آن را که اسم او الف لامی است
از آنرو چارده سجده ترا فرض است در مصحفکه چون اسم و مسمی هم ترا در مصحف معنی است
کلام حق ز حق هرگز نخواهد منفصل چون شدتو خواهی گر شوی واصل به حق این راه از تقوی است
چو شیطان منکر صورت شد از معنیش دور افتادکه هم زان صورت و معنی ز قیل و قال در دعوی است
بصیرت نیست شیطان را کجا دریابد این نکته؟که صد قرن از حیات او به مثل یکدمه خوابی است
فنا برخاست از عالم نقاب از چهره چون بگشادخداوندی که از رویش درون جنت اعلی است
علی محسوب ذات حق از آن آمد که چون نقطههمیشه بود تا باشد ز جود فضل حق با «بی » است