شمارهٔ ۲۶۵
ای ز قیام قامتت هر طرفی قیامتیجز تو که دارد این چنین خوب و لطیف قامتی
تا به سجود چون ملک پیش تو سر نهاده امدیو رجیم می کند هر نفسم ملامتی
هر که نکرد جان و دل با دو جهان نثار توهر نفسی که می زند هست بر او غرامتی
جان و جهان و دین و دل صرف ره تو می کنمتا نبود به محشرم روز جزا ندامتی
تا به هوای دلبران از پی دیده رفت دلهست ز دیده هر دمم بر سر دل علامتی
وقت نماز حاجتم هست حدیث قامتشگر به خلاف این تو را هست بیار قامتی
سالک راه عشق شو، همدم عشق باش اگرطالب گنج را چنین می طلبی سلامتی
حال نسیمی ای صبا! گر ز تو پرسد آن صنمبا غم قامتش بگو، هست در استقامتی