شمارهٔ ۱۶
ای شب زلفت که روزش کس نمی بیند به خوابدر تب است از تابش خورشید رویت آفتاب
عالم از نور تجلی کرد نورانی رختگرچه زلفت چون شب قدر است و رویت ماهتاب
آن که پیش خط و خالت چون ملک در سجده نیستباشد ابلیسی که هست از نار حرمان در عذاب
با دم جان پرورت انفاس عیسی بسته نطقپیش زلف تابدارت گشته مریم رشته تاب
قبله تحقیق من روی تو و وصلت حیاتجنت جاوید من کوی تو و لعلت شراب
طره طرار زلفت سوره رحمان و عرشغمزه غماز عینت معنی ام الکتاب
هرکه را غیر از تو باشد آرزویی در جهانتشنه ای باشد که جوید آب حیوان در سراب
کی کند میل نعیم و نعمت دنیای دونکز لبت نوشیده باشد شربت ناز و عتاب؟
چون وجود غیر ممنوع است و شرکت منتفی استبا جمال خویش باشد حسن رویت را خطاب
در رخت نور تجلی دیده اکنون چون ندیداز لبت جز «لن ترانی » کی بود او را جواب؟
می کند شرح «الم نشرح » نسیمی از خطتای رخت «انا فتحنا» از تو شد این فتح باب